این شروع یک دوره جدیده مامان جون تو بعد از اینکه غلت زدی و نشستی و سینه خیز رفتی و چهاردست و پا رفتی و وایستادی و بعد هم راه افتادی حالا دیگه داری شنا کردن یاد میگیری البته با کمک تویوپ حال کی نوبت پرواز کردن برسه خدا میدونه؟![]()
داستان از این قرار بود که ما روز جمعه بعد از کلی منت کشی
بابا حمید رو وادار کردیم استخر شما رو آب کنه ، از صبح هم گذاشتیمش تو آفتاب ، ساعت ۵ عصر حسابی آب گرم شده بود ماهم شما رو آوردیم و انداختیم تو آب اولش همونجور تویه صندلیت نشسته بودی و تکون نمی خوردی بعد کم کم شروع کردی به بازی هنوز نیم ساعت نگذشته بود که عمو سعید گفت بیاین این خانومی داره پا میزنه و تو آب حرکت میکنه اونوقت من و بابا حمید و مادر و پدر از ذوق برات دست زدیم و هورا کشیدیم شما هم کلی ذوق کردی تازه آخر کار رفتم برات آب میوه آوردم همچین تویه صندلی ولو شده بودی و شیشه آب میوه رو میخوردی که من دلم میخواست همون موقع قورتت بدم .
ماهی کوچولویه من به اندازه تمام آبهایه دنیا دوستت دارم.از قطب شمال تا قطب جنوب از شرق تا غرب.![]()

خانومی شاخ نبات خانومی یه بغچه قند
خانومی خدا باهاته ایشالا بختت بلند
اینم یه عالمه سوغاتی برایه دختر خوبم

اینم ساینا خانوم وسط سوغاتی ها


عزیزم گل خوشگلم من دارم برایه چند روز شما رو تنها می زارم می دونم که اینجا خیلی بهت خوش میگذره و همه دوستت دارن ولی دلم آروم نمیشه آخه قربونت برم اگه با خودم ببرمت اذیت می شی مامان جان دبی الان خیلی گرمه و این گرما برایه شما اصلا خوب نیست ولی قول می دم یک عالمه سوغاتی هایه خوشگل برات بیارم خیلی دوستت دارم نمی دونم چی پیش میاد ولی هرچه پیش آید خوش آید من تورو عزیزم به خدا سپردم مطمئن هستم فرشته هاش مواظب توهستن و نمی زارن به تو بد بگذره.
من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه ؟
راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه ؟
من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
کی میاد دنبال تو تورو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توه ؟
واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
تو تو هر هوایی باشی ، باز تو دنیات می مونه ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
دیگه کی حرف از چشم به اون قشنگی می زنه ؟
من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
هر چی برگردونی روتو ، بازم تو رو صدا کنه
من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
می دونم ساده به این نبودن عادت می کنی
من نباشم می دونم فکر می کنی خود خواهیه
ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
عشق من یه عشق آسمونی و الهیه

مامان افسون

آخه دخترم اینقدر جیگر میشه؟ چرا مامانی مریض شدی من نبینم تو مریض و بی حال باشی دیدی هیچکس طاقت مریض شدن تو رو نداره دیشب که اشکایه قشنگت میومد رو صورت نازت پدر(بابا بابائی)بغض کرده بود و التماست می کرد که گریه نکنی مادر (مامان بابائی )که دیگه نگو همش میگفت کاشکی من بجایه تو مریض شده بودم عمو سعید هم همش بغلت می کرد و باهات بازی می کرد تا بی قراری نکنی
مامان جان و باباجان (مامان و بابا مامانی) هم تا فهمیدن مریضی سریع اومدن دیدنت مامان جان کلی برایه مظلومیتت گریه کرده و غصه خورده. امروز هم که همش تو بغل مامان جانی خوش بحالت که همه اینقدر تو رو دوست دارن
عزیزم اینها رو اینجا نوشتم تا وقتی بزرگ شدی بدونی چقدر دوستت داشتن او نا خیلی برات زحمت کشیدن هر چهارتاشون حتی شاید بیشتر از من ،تو باید همیشه قدرشونو بدونی و بهشون احترام بزاری
من نمی دونم اگه اونارو نداشتم چی می شد؟ نمی دونم بازم می تونستم تورو به این خوبی بزرگ کنم ؟فکر نکنم


آرزویم این است
نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق انکه ترا می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و ترا دوست بدارد به همان اندازه
که دلت می خواهد !
الهی مامان قربون اون ترکیب خوش ترکیبت بشه دو دندونی مامان که مثل موش کوچولوها به همه چیز گاز میزنی
تاتی نباتی ، کفش پولک پاشه ، خدا بهمراشه
دخمل گل ما چند روز بود که هی می خواست بلند شه وایسته ولی نمی تونست بلاخره دیروز ۱۳/۲/۸۷ با کمک ما بلند شد و چند دقیقه ای ایستاد ، چند قدم هم راه رفت یه دور هم دوره خودش زد من که مردم از ذوق ،طفلی هر وقت وایمیستاد اینقدر همه ذوق می کردن و دست می زدن که می ترسید و ولو می شد رو زمین . خدایا هزار بار شکرت
اینم از طرف من به عشقم :![]()
قد و بالایه تو رعنا رو بنازم
تو گله باغ تمنا رو بنازم
تو که با عشوه گری
از مامان دل می بری ![]()
![]()
![]()
منو شیدا می کنی
پس کی می رقصی![]()
![]()
تو که با مویه سیاه
قد و بالایه بلا
داری غوغا می کنی
پس کی می رقصی![]()
![]()


من قربون اون پاهایه کوچولوت برم الهی بیا بزارشون رو دوتا چشمام عزیزم

توجه !توجه! با عرض پوزش از مراجعین محترم وبلاگ برنامه های عادی خودمون رو بعلت اعلام یک خبر بسیار بسیار مهم قطع می کنیم.
"ساینا خانوم یه دندونی شد"

به گزارش خبر گزاری مامان خانومی ، ساینا خانوم گل گلاب بعد از ۲ ماه کلنجار رفتن با لثه های مبارکشون بلاخره در تاریخ ۲۴ فروردین ۸۷ موفق به بیرون کشیدن یکی از دندونهای کوچولوش شد البته این دندون فعلا با چشم غیر مصلح بطور واضح قابل رویت نیست و جهت تائید این خبر می توانیدبا یک قاشق کوچولو به دهن ساینا خانوم مراجعه فرمائید و صدای زیبای تق تق روبشنوید.



دخملکم مخملکم امسال چه عیدی داریم ما خوشبحالمونه خدا بهترین عیدی رو امسال به ما داده خدا تو رو به ما داده تو که با خنده ها و گریه هات خونه ساکت و آروم مارو زنده کردی امسال میخوام قشنگ ترین سفره هفتسین زندگیم و بندازم چون قشنگ ترین سینش سایناست دردونه من نمی دونی چقدر من و بابائی امسال از همه چیز داریم لذت می بریم همش بخاطر وجود تو عزیزمه . رفتم یک عالمه عروسکای قشنگ خریدم تا سفره امسالو با اونا تزئین کنم آخه ما امسال یه فرشته کوچولو سر سفره داریم که عاشق عروسکه .
دوست دارم عزیزم
روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....
من برای اولین باز بعد از سفرم از توی شمک مامان خانومی رفتم مسافرت البته خیلی کم بود تازه بابائی هم نبود من خیلی دلم می خواست بیشتر بمونم ولی میدونید هیچ کجای دنیا خونه خود آدم نمیشه با اینکه همه ما نی نی هارو دوست دارن ولی همش می خوان به ما ور برن و بازی کنن اصلا هم کاری ندارن ما خسته می شیم ما هم مجبوریم بی قراری کنیم تازه نی نی ها یه چیز عجیب
من موقعی که می رفتیم تهران خواب بودم نمی دونم چی شد که زودی رسیدیم ولی وقتی بر می گشتیم سوار یه ماشینی شدیم که شلکش با مال بابائی فرق داشت اسمشم خواپیما بود نمی دونم چرا تا راه افتاد با اینکه من خیلی ماشین سواری دوستت داشتم ولی یه جوری شدم و شروع کردم به گریه آخه گوشم درد گرفته بود بعدم یه خانوم و آقای خوشگلی اومدن منو از مامانم گرفتن و توی خواپیما راه بردن یه عالمه آدم دیگه هم بود که همه به من نگاه می کردن و می خندیدن نمی دونم چرا فقط گوش من درد می کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توی تهرانم توی خونه خاله اینا یه نی نی پسر بود که اسمش کوروش بود اون نی نی دختر خاله نگار بود خیلی پسمل خوبی بود همش منو ناز می کرد. ![]()

دیشب تولد پسر خاله نازم حامد کولولو بود کلی ذوق کردیم و دست دستی کردیم هر کی هم اومده بود تولد برای منو محمد جواد هم کادو آورده بود که دلمون نسوزه کی آخه تولد من میشه میخوام دستمو بکنم توی کیک .نه اصلا میخوام سرمو بکنم توی کیک ![]()
![]()
![]()



دیشب تو سوختی و من سوختم تو از تب من از عشق تو
دیشب تو درد کشیدی و من درد کشیدم تو از جای آمپول و من از اینکه نمی تونم درد تو را بجان بخرم
دیشب تو اشک ریختی و من اشک ریختم تو از دست ویروسهایی که وارد بدنت شده بود و من از دیدن اشکهای تو
دیشب تو نالیدی و من خدا را شکر کردم تو از درد بیماریهائی که یکجا به تو هجوم آورده بودند و من شکر گفتم که آغوش من پر بود از عطر بودن تو
صبح تو لبخند زدی و من بغض کردم تو از روی مهربانی و صداقت و من از یادآوری شب سختی که تو داشتی حال اینچنین صبورانه همه را از یاد بری
خدایا نمی فهمم این چه حس زیبائیست که زبان قاصر از بیان آن است
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک

۸۶/۱۲/۵
میوه دلم نیم سالگیت مبارک ایشالا عزیزم ۱۰۰۰ سال سالم و خوشحال باشی
