بلاخره روز ۲۷ مهر ۱۳۸۷دوقلوهایه دائی جون امیر هم بدنیا اومدن .وایکه چقدر خوشگل و ملوسن یه پسر کاکل زری به اسم آئین
و یه دخمل لپ قرمزی به اسم آیلین
.
ماهم دیشب رفتیم بیمارستان ببینیمشون ولی خوب ساینا خانومی چون کولولو بود نتونست بیاد بالا و همون پائین موند پیش مامان جان ،من و بابا حمید هم رفتیم و دیدیمشون ،منکه باورم نمی شد مامانی تو هم همینقدر کوچیک بودی و حالا اینهمه خانوم شدی همش مثل بچه گنجیشک ها دهنشون باز بود و ملچ ملوچ می کردن
مامانشونم یکعالمه گناه داشت طفلک نمی دونست اول به کدوم شیر بده
.حالا هر وقت اومدن خونه دوباره میریم می بینمشون تا تو هم با دوست جونهای تازه ات آشنا بشی می دونم دوران خوشی رو با آیلین در پیش دارین پر از شیطنت و خنده ![]()
خوشحالم که تنها نموندی و یه همبازی پیدا کردی حالا نوه هایه مامان جان و بابا جان شدن ۳ تا پسر شیطون و ۲ تا دختر خوشگل. امید وارم همیشه همتون خوشحال و سالم باشین.![]()
اینم عکس اولین روز زندگی دوقلو ها ![]()

اینم ساینا جیگر که غمگین و ناراحت از اینکه اجازه ندادن بیاد نی نی ها رو ببینه
(خوب عزیزم بیمارستان که جای خانوم کوچولو ها نیست ، خدای نکرده مریض می شی جیگر مامان )

اینم یکی از شعر هایه دوران کودکی من و بابا که من با کمی تغییر برایه تو میخونم ![]()

لی لی لی لی لی لی لی لی حوضک
ساینا کوچولو دختری کوچک![]()
ساینا کوچولو تو قصه ها نیست
مثل من و توست اون دور دورا نیست
نه قهرمانه
نه خیلی ترسو![]()
نه خیلی پر حرف نه خیلی کم رو![]()
لی لی لی حوضک لی لی لی لی
این مامانشه
مامان خانومی
مامان خانومی چه مهربونه ![]()
ساینا کوچولو اینو میدونه

اینم باباشه
چه خالیه جاش
رفته سر کار خدا بهمراش![]()

ساینا کوچولو چه خوب و نازه ![]()
به زبون داره
حرفهایه تازه ![]()
![]()