تبليغاتX
سیمرغ خوش سیمای ما
Lilypie Third Birthday tickers
محال که "سیمرغ" قفس داشته باشد

این اولین مسافرت سه نفره ما بود .تو این دوسال جرات نکرده بودیم تنها بریم سفر ولی خیلی خیلی خوش گذشت هم هوا عالی بود هم خلوت بود بگذریم که شما چه بلا هایی که تو ماشین سر ما درنیاوردی دقیقه به دقیقه واسه اینکه ماشینو نگه داریم میگفتی جیش دارم هر چی می گفتم مامی داری جیش کن می گفتی نههههههههههههههههههه وقتی هم نگه می داشتیم فرار میکردی و می گفتی ندارم عمرا هم مثل بچه آدم رو صندلی نشسته باشی و یکم مناظر رو دیده باشی فقط تو ماشین راه می رفتی و از سر و کول ما بالا و پایین می رفتی .

کلی عاشق آب بازی شده بودی جالب اینجا بود که بهیچ وجه تو در یا جیش نمی کردی تا از آب میومدی بیرون می گفتی جیش دارم و فقط تویه لگنت جیش می کردی (وا چقدر در مورد جیش حرف زدم ببخشیددددددد)

وقتی می خواستیم بریم شنا فورا مایو می پوشیدی و می گفتی مامان کرم بزن نسوزم بعد هم کلاه رو سر و تویوپ بغل و سطل به دست راه می افتادی .

کلی خوشحال بودم چون تا از آبتنی می یومدی بیرون می گفتی میبه (میوه) بده لولو می خوام (هلو) منم عین این مجنونا نمی دونستم از خوشحالی چیکار کنم .بعد از آبتنی هم بیهوش ۳ ساعت تخت می خوابیدی.

کنار  آپارتمان ما یه ویلا بود که کلی مرغ و خروس و جوجه داشت تا صبح از خواب پا می شدی میرفتی تو بالکن و صدای خروس در میاوردی .

خدا خیرشون بده تو محوطه هم کلی از این وسایل بازی برقی بود که چون خلوت هم بود و فقط خودت بودی و خودت خیلی خیلی شما رو سرگرم می کرد و من و بابائی می تونستیم یه قهوه حسابی در کمال آرامش تو یه محیط زیبا نوش کنیم.

واقعا غذا خوردنت خوب شده بود قشنگ با می شستی سر میز و صبحانه و نهار و شام می خوردی ظهر که می شد تا می گفتم ساینا چی می خوری می گفتی چباب (کباب )حالا فرقی نمی کرد گوشت یا ماهی یا جوجه باشه دوست داشتی از رو سیخ بخوری .ولی افسوس که وقتی برگشتیم همون آشه قبلی و همون کاسه و حرص و جوش ما واسه بد خوردن تو

با اینکه تنها بودیم ولی برای شما خیلی خوب بود چون همیشه تو جمع خوانوادهامون اغلب لوس و بدقلق می شی ولی وقتی سه نفری هستیم برایه همه چیزت میشه برنامه ریزی کرد .

یه روز هم رفتیم تو بازار ماهی فروشها که تو خیلی دوست داشتی و همش می رفتی سر وانهایی که ماهی هایه زنده توش بود و ذوق می کردی.

برگشتن هم رفتیم نمک ابرود تله کابین خیلی خلوت و خوب بود هوا هم عالی بود حالا از اون موقع همش می گی بریم سوار هلکوپتر بشیم من نمی دونم چرا فکر کرده بودی تله کابین هلکوپتره

خلاصه که مسافرت خوبی در جوار شما داشتیم و تمام ترسمون از سفر سه نفره ریخت حالا خدا قسمت کنه سفرهای برون مرزی رو

اینم حسن ختام تمام آرزوهای من

 

 

+ نوشته شده در ساعت 13 توسط مامان خانومی |