تبليغاتX
سیمرغ خوش سیمای ما
Lilypie Third Birthday tickers
محال که "سیمرغ" قفس داشته باشد

*ديگه بدون اينكه بخوره زمين با كفش راحت و مسلط راه ميره  (کارم دراومد همش باید دنبالش باشم)

*از مبل و تخت و پله و همه چيز راحت بالا و پائين ميره (بازم همینطور)

*7 تا دندون داره و ميوه هار قشنگ گاز ميگيره و مي خوره (نوش جونت مامان)

* ديگه قشنگ ماما - بابا - دد- آبه- به به- ني ني - توتو- نه هههههههههههه - مي مي  رو با درك كامل معني ميگه.

*وقتي گرسنه است مياد پيش من و ميگه به به به به يا وقتي پيشبندشو مي بندم ميفهمه ميخوام غذا بدم ميگه به به.

*وقتي تشنه است ميره زير يخچال و دستشو ميگيره طرف ابسردكن و داد ميزنه آبه آبه

*تا كسي لباس مي پوشه يا وقتي صدايه پدر بزرگ و مادر بزرگ يا عموشو از تو راه پله ميشنوه ميره پشت در و ميزنه به در و داد ميزنه دد _دد

*تويه حياطمون يه كبوتر لونه گذاشته و 2 تا جوجه داره ساينا رو كه ميبريم تو حياط با ذوق ميره طرف اونا و با دست اشاره مي كنه و ميگه تو تو

*سوار تابش كه ميكنم با يه جمله نامفهوم ولي آهنگ درست تاب تاب عباسي مي خونه

*هر چيزي رو اشاره كنم بگم برو بيار بده به من يا بده به مثلا بابا ميره ميده

*بعضي از وسايل شخصي اطرافيان رو هم مي شناسه ميره مياره بهشون ميده و كلی هم همه قربون و صدقه اش ميرن

*عموش تا دستگاه ماساژور رو مياره ميگه ساينا ماساژ ميدوه ميره رويه پشتي رو شكم دراز ميكشه و تكون نمي خوره

*تازگي ها سري 12 تائي شعرهايه گلي تپلي رو براش گرفتم خيلي قشنگه بعضي وقتها كه من يادم بره براش بخونم ميره مياره ميده دستم خودشم ميشينه تو بغلم تا من براش بخونم منم شعر ها رو با آهنگ براش مي خونم (من بیچاره باید هر ۱۲ تا رو بخونم)

*اسباب بازي هاشم ميشناسه به اسم مثل ني ني نازي -آقا خط خطي-ماشين پليس- ني ني خوشگل- ني ني تپلو هر كدوم رو بگيم ميره مياره

*جايه چشم و گوش و دهن رو هم رويه عروسكاش بلده

*باي باي ميكنه -دست دستي ميكنه- سر سري ميكنه - تا ميگي ناناي ناي ميرقصه هم دستاشو تكون ميده هم خودشو

*راستييييييييييييييييي وقتي پو پو ميكنه(ببخشید )ميره پشت در دستشوئي و ميزنه بدر اول آروم بعد با داد و جيغ

*عاشق حموم و آب بازي و سرسره بازي و تاب بازيه

*اصلا تلوزيون دوست نداره هر كاري كني نمي شينه پايه تلوزيون (در نتیجه من نمی تونم از دستش جیم بشم و به کارهام برسم)

*موقع غذا خوردن هم بايد تمام خونه رو دور بزنه من بيچاره يا مامان بزرگاشم بدنبالش (نتیجه نهائی اینکه بعد از هر بار غذا خوردن خانوم من باید کل خونه رو تمیز کنم خدا رو شکر که ما تو قصر زندگی نمی کنیم)

*تو ماشين هم اگه صندليش جلو باشه آروم ميشينه اگر نه بايد تو بغل من باشه در هر صورت جلو كه هست آرومه 

* وقتي ميگم ساينا جيزه انگشت اشارش رو مياره بالا و تكون ميده و ميگه ززززززززززززز يا وقتي ميگم ساينا بابا خوابه انگشتش رو ميزاره رو دماغشو میگه سسسسسسسسسس

*از هر نقطه از خونه بهش بگي ساينا كلاغ پر در هر حالتي كه باشه بايد دولا بشه و انگشتش رو بزاره رويه زمين حتي اگه تو خيابون يا تو ماشين باشيم هم بايد بزاره كف ماشين هيچ جايه ديگري رو هم قبول نداره از بس وقتي اين كارو كرده همه جیغ زدن و بغلش كردن تا اين كار و ميكنه بعدش خودشم جیغ ميزنه و فرار ميكنه 

* ليمو ترش رو كاملا ميشناسه تا ميبينه چشماشو ميبنده و نوك زبونشو ميده بيرون يعني ترشه (اگه از من بپرسن میوه بهشتی چیه میگم لیمو ترش چون ساینا هر سه وعده غذاشو به لطف لیمو ترش می خوره )

*اگه من دستم رو بگيرم جلو چشمم و الكي گريه كنم آب دستش باشه ميندازه زمين و ميره طرف باباش و شروع ميكنه به حرفهايه نامفهوم زدن كه باباش ميگه اين داره به من بد و بيراه ميگه و نفرين ميكنه بعد هم مياد طرف من بزور دستم رو ميكشه و منو بوس بوسي ميكنه

*تازگي ها هم دوست داره غذا دهن من يا باباش بزاره قاشق رو برميداره همون طور كه من بهش غذا ميدم اونم ميزاره دهن ما البته همش ميريزه به سر تا پايه ما اگر هم نخوريم جيغ و داده كه به آسمون ميره گول هم نمي خوره قاشق خالي قبول نداره باباش ميگه ببين داره تلافي ميكنه 

*اگه سراغ کسی رو ازش بگیری مثلا بگی ساینا بابا کو؟ اول نگاه میکنه دور و برش اگه پیداش نکرد کف دستشو میاره بالا و میگه نییییییییی یعنی نیست

                 اینم جدید ترین ورژن تصویری از خانومچه (بقول عمه جونش)

 

+ نوشته شده در ساعت 11 توسط مامان خانومی |

توجه !توجه! با عرض پوزش از مراجعین محترم وبلاگ برنامه های عادی خودمون رو بعلت اعلام یک خبر بسیار بسیار مهم قطع می کنیم.

"ساینا خانوم یه دندونی شد"   

                                                       

به گزارش خبر گزاری مامان خانومی ، ساینا خانوم گل گلاب بعد از ۲ ماه کلنجار رفتن با لثه های مبارکشون بلاخره در تاریخ ۲۴ فروردین ۸۷ موفق به بیرون کشیدن یکی از دندونهای کوچولوش شد البته این دندون فعلا با چشم غیر مصلح بطور واضح قابل رویت نیست و جهت تائید این خبر می توانیدبا یک قاشق کوچولو به دهن ساینا خانوم مراجعه فرمائید و صدای زیبای تق تق روبشنوید.

+ نوشته شده در ساعت 14 توسط مامان خانومی |

دست بزنید دو دسته                               ساینا خانوم نشسته

گلابی نازم بلاخره ما رو خجالت دادی و در تاریخ ۲۰ بهمن ماه نشستی قربونت برم که این همه ناز داری کلی باید نازتو بکشیم تا یه کاری بکنی

+ نوشته شده در ساعت 16 توسط مامان خانومی |

عزیزم چراغ خونم خوش اومدی قدم روی چشم ما گذاشتی

عجب روزی بود پر از گریه و خنده پر از درد و آرامش پر از غرور و دلواپسی

عکس یک روزهگی ساینا در بیمارستان 

+ نوشته شده در ساعت 11 توسط مامان خانومی |

                          ماه در میاد که چی بشه 

می خواد عزیز کی بشه

                            ماه در میاد چی کار کنه

باز آسمونو تار کنه

                             نمیدونه تو هستی

بجای اون نشستی

                             نمیدونه تو ماهی

تو که عزیز مائییییییییییییییییییییییییییییی

ماه قشنگم شب یلدا شبی بود که ما از بودن تو آگاه شدیم و از آن موقع تو شدی عشقی به وسعت تمام یلداها و با تولدت در صبحدم پنجم شهریور سال ۱۳۸۶که مصادف با شب نیمه شعبان بود همراه با آذین بندی کوچه و خیابانها خانه دل ماهم لبریز از شور و شادمانی شد.بهانه من برای زندگی در تعجبم که چگونه ۹ سال بدون تو زندگی کردم ،شاید لیاقت داشتنت را نداشتم و اکنون که دارمت خدا را شکر می کنم که این حس زیبای مادر بودن را به من عطا کرد که تا ابد با این کلام زیبا مخاطب تو باشم.در آرزوی روزی که مرا صدا کنی لحظه شماری می کنم ای زنگ زیبای لحظه های من. 

+ نوشته شده در ساعت 10 توسط مامان خانومی |