تبليغاتX
سیمرغ خوش سیمای ما
Lilypie Third Birthday tickers
محال که "سیمرغ" قفس داشته باشد
 

خطوط انگشتانمان هم به یغما رفت......

 

رنجوری تو را
 باور نمی کنم
ای پیش مرگ تو همه رخشنده اختران
تو مرگ آفتاب درخشان و پاک را
 باور مکن
 که ابر ملالی اگر تو راست
 چونان غروب سرد غم انگیز بگذرد
 دردی اگر به جان تو بنشست
 این نیز بگذرد
 تهمت به تو ؟
 تهمت زدن چگونه توانم به آفتاب ؟
لعنت به آن کنم که دو رو بود
 نفرین به او کنم که عدو بود

 

تقدیم به همه سبز دلان 

شاعر :حمید مصدق

+ نوشته شده در ساعت 12 توسط مامان خانومی |

  آیلین و آئین جونم تولدتون مبارک 

بلاخره روز ۲۷ مهر ۱۳۸۷دوقلوهایه دائی جون امیر هم بدنیا اومدن .وایکه چقدر خوشگل و ملوسن یه پسر کاکل زری به اسم آئین و یه دخمل لپ قرمزی به اسم آیلین .

ماهم دیشب رفتیم بیمارستان ببینیمشون ولی خوب ساینا خانومی چون کولولو بود نتونست بیاد بالا و همون پائین موند پیش مامان جان ،من و بابا حمید هم رفتیم و دیدیمشون ،منکه باورم نمی شد مامانی تو هم همینقدر کوچیک بودی و حالا اینهمه خانوم شدی همش مثل بچه گنجیشک ها دهنشون باز بود و ملچ ملوچ می کردن مامانشونم یکعالمه گناه داشت طفلک نمی دونست اول به کدوم شیر بده .حالا هر وقت اومدن خونه دوباره میریم می بینمشون تا تو هم با دوست جونهای تازه ات آشنا بشی می دونم دوران خوشی رو با آیلین در پیش دارین پر از شیطنت و خنده خوشحالم که تنها نموندی و یه همبازی پیدا کردی حالا نوه هایه مامان جان و بابا جان شدن ۳ تا پسر شیطون و ۲ تا دختر خوشگل. امید وارم همیشه همتون خوشحال و سالم باشین.

اینم عکس اولین روز زندگی دوقلو ها

اینم ساینا جیگر که غمگین و ناراحت از اینکه اجازه ندادن بیاد نی نی ها رو ببینه (خوب عزیزم بیمارستان که جای خانوم کوچولو ها نیست ، خدای نکرده مریض می شی جیگر مامان )

+ نوشته شده در ساعت 10 توسط مامان خانومی |

گل مامان همه زندگیم عشق من آخه تو چقدر مهربون و خوش اخلاقی همه دوست دارن .عمه نفیسه ، عمو سعید ،مادر ،پدر که دیگه نگو یه عالمه دوست داره .خوشبحالت .تو هم برای همشون دعا کن همیش سالم باشن خوب.

شیطون بلا بگوببینم اون بالاها چه خبره که تا میری خونه مادر میگی همه باید منو بغل کنن ببرن بالا ما که هرچی نگاه کردیم چیزی ندیدیم.اونا هم که از بس دوست دارن هرچی بگی گوش میکنن حالاکه زبون نداری خدا بدادشون برسه وقتی زبون دربیاری.

 

+ نوشته شده در ساعت 14 توسط مامان خانومی |

مامان جان مهوش الهی قربونت برم اگه من تو رو نداشتم این مامانم تا حالا معلوم نبود چه بلائی سر میاورد چون این مامان من اصلا حوصله بچه داری نداره همش میخواد منو بخوابونه .خوش بحال مامان افسون که شما مامانش بودین.ایشالا من بزرگ بشم همه زحمتاتونو جبران کنم. حالا این شعر رو  من و مامان افسون تقدیم کردیم به شما البته قابل شما رو نداره.

كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثل بچگيهام لالايياتو دوست دارم
سادگيهاتو دوست دارم ..... خستگيهاتو دوست دارم
چادر نماز و زير لب خدا خداتو دوست دارم
كاشكي رو طاقچه دلت آيينه و شمعدون مي شدم
تو دشت ابري چشات يه قطره بارون مي شدم
كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم
يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم
لالاي لالايي لالالا
بخواب كه مي خوام تو چشات ستاره ها رو بشمرم
لالايي لالايي لالالا
پيشم بمون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم
دنيا اگه خوب اگه بد....... با تو برام ديدنيه
باغ گلهاي اطلسي....... با تو برام چيدنيه
پيشم بمون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم

+ نوشته شده در ساعت 15 توسط مامان خانومی |